If I Must Die...

If I must die

by Refaat Alareer (1979 - 2023)

If I must die,

you must live

to tell my story

to sell my things

to buy a piece of cloth

and some strings,

(make it white with a long tail)

so that a child, somewhere in Gaza

while looking heaven in the eye

awaiting his dad who left in a blaze–

and bid no one farewell

not even to his flesh

not even to himself–

sees the kite, my kite you made, flying up above

and thinks for a moment an angel is there

bringing back love

If I must die

let it bring hope

let it be a tale

Award-winning actor Brian Cox recites Refaat Alareer's 'If I Must Die'

اگر قرار است بمیرم

Translated to Persian by @azarmajedi

اگر قرار است بمیرم،

تو باید زندگی کنی

تا داستان مرا بازگو کنی

دارایی ام را بفروشی

یک تکه پارچه بخری

و کمی نخ

(سفید باشد با یک دم بلند)

برای اینکه یک کودک، یک جایی در غزه

وقتی داره به بهشت نگاه می کنه

منتظر باباش که در شعله آتش رفت

و با هیچکس وداع نکرد

نه حتی با جسم خود

نه حتی با خویش

بادبادک را، بادبادک مرا که تو ساختی، در حال پرواز در بالا می بیند

و برای یک لحظه می اندیشد که یک فرشته دارد

عشق می آورد

اگر قرار است بمیرم

بگذار امید بیافریند

بگذار یک قصه باشد


Select poem translation

A poem by Refaat Alareer.